خرید بک لینک
کلاویه هارا با پنجه خاطراتم ضربه میزنم.... خاطرات خوش چند سال پیش..... خوش از آن جهت که چند سال جوانتر بودم.... دیوهای حکومتی دوشاخ بیشتر نداشتند.... و گاهی چرتی میزدند و فرصت استراحتی می یافتیم....ولی اینروزها تلخی و خون و جنایت و آدمخواری همچون آکوردی تکراری نه خواب گذاشته برایمان نه آرامش... میگوید نهنگ 52 هرتزی.... کاش سازش را به دلفین تشبیه میکرد.... بقولی کیوت تر بود... اما از آدمی که یک عمر چشم بر هم نگذارده و اکنون مست و خراب خواب است و پلکهایش نیم افراشته اند و حوصله قصه های هیچ دیوی.را ندارد چه توقعی دارد؟!!...این تجارت توقع را بتازگی تعامل کردیم و ملالی نیست... بجز فرسایش عاطفه بدست آرشه خاطرات بر تارهای احساسی مومیایی شده......

برچسب: نویسنده: یوسف نجفی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:15

این یارو کله کدوی دلقک.. که آخر عمری هوس کرده استنداپ کمدی اجرا کنه..... فکر کرده صحنه سیاسی هم مثل اتاق عمل میمونه که هر گندی بزنه کسی خبردار نمیشه... این پیر خرفت و طرفداراش اندازه گنجشگ شعور ندارند که درک کنند که بعد شمارش آرا هرچقدر که دلشون بخواد از آرای دیگران برمیدارند و به آرای نورچشمی برنده شده اضافه میکنند.... و مهمتراز همه.... جمع آرا و تعداد شرکت کنندگان دراین شواف.... واسه پاستورنشینا میشه ابزار پز دادن و بدتر گذشته بکوبن توو سر مردم....

برچسب: نویسنده: یوسف نجفی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:15

اینجا خیلی قدیمی ست.... و دوستان و یارانی که از دیرباز و یا از میانه راه..... گاهی سری میزدند و حالی میپرسیدند..... اکثرا یار و همراهی پیدا کرده اند و با تکیه به وی به نبرد روزگار سخت میروند.... و اینجا هنوز یک نفر هرشب در تابوت تنهایی خویش میخوابد.....

باور کنید پیری همین شکلی است.... مثل شبهای زمستان که صبح بیدار میشوی و با حیرت میبینی همه جا را برف پوشانده..... و سکوت رایج ترین ترانه زمستان است..... زمستان عمر......

برچسب: نویسنده: یوسف نجفی تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:15

صفحه بندی